9 اسفند90
دیروز قرار بود با خاله مریم بریم خونه.ولی تو حیاط مهد خاله فرزانه رو دیدیم که می خواست بره خونه اش . به خاطر اینکه نمی خواستیم دیگه مزاحم خاله مریم بشیم چون به خاطر ما راهش یه ذره دور میشه. تصمیم گرفتیم با خاله فرزانه بریم .به خاله زنگ زدم و بهش گفتم. تو هم طبق معمول شروع کردی تو حیاط مهد به شیطنت.یه ذره بهت تاب دادم و بعد شروع می کردی به دویدن و...






مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



9 اسفند90 

